نبود آفرینش زترس و زبیمxa0
خداوند پاک مردم را ازروی ترس نیافریدو بخاطر سود خودش از آنان عمل نخواستنبود آفرینش, زترس و زبیم , نه جز لطف پروردگارکریمنه زآن ره که سودی برد خویش عمل خواست خالق زهر مرد و زن
توباش عامل خیرو ناهی زشتxa0xa0xa0
نیکی را بجای آوراز بدی نهی کن و روش مکرو حیله را زشت بشمارتوباش عامل خیرو ناهی زشت که کس ندرود غیرت حسنی که کشتبزشتی نگر رسم مکرو فریب مکن بیوفایی به دورو قریب
توباش عامل خیرو ناهی زشتxa0
نیکی را بجای آوراز بدی نهی کن و روش مکرو حیله را زشت بشمارتوباش عامل خیرو ناهی زشت که کس ندرود غیرت حسنی که کشتبزشتی نگر رسم مکرو فریب مکن بیوفایی به دورو قریب
بود ارزش مرداز دانشش
کمال انسان به خرد او و ارزشش بدانش می باشدبود ارزش مرداز دانشش به صبراست پیوسته آرامششکمالش به عقل است و تدبیرو رای خرد باشد ش برترین رهنمای
بدانش کمال وجمال است حلمxa0xa0
حلم کمال علم است و کمال علم بردباری زیادو فرو خوردن خشم استبدانش کمال وجمال است حلم بودبردبارآنکه اوداردعلمفروخوردن خشم وهم احتمال بود حلم را فرو زیب و کمال
بکس تندرستی نپاید همیxa0xa0
هرتندرستی به رنج و گرفتاری می انجامدبکس تندرستی نپاید همی به پایان هرشادی آیدغمیهرآن رنج و سختی بپایان رسد پس خشک سالی چو باران رسد
حقیراست هرنعمتی جزبهشتxa0
هرنعمتی جز بهشت ناچیز است , تمام نعمتهای دنیا تباهی پذیراستحقیراست هرنعمتی جزبهشت بدنیابودهرچه بینی توزشتنعیم جهان رانباشدبقا نبیندکس از این فسونگروفا
زند انس برهم مزاح زیادxa0
شوخی و مزاح زیاد انس را ازبین می برد و موجب دشمنی میگرددزند انس برهم مزاح زیاد دهد جمله ی دوستی ها ببادهم او دشمنان را فراوان کند هم او آدمی را هراسان کند
به مردم کنی دائم ار سرزنش
سرزنش بسیار دلهارا پراز کینه می کند و دوستان را از انسان میگریزاندبه مردم کنی دائم ار سرزنش تراسخت باشد اگرواکنشگریزان شوند از تو یاران تو فراوان شود کینه داران تو
بود کثرت هزل حاکی زجهلxa0
شوخی و مزاح زیاد نشانه ی نادانی است , خنده ی بسیار وقار انسان را ازبین می بردبود کثرت هزل حاکی زجهل سخن سخته گفتن نه کاری است سهلبرد کثرت خنده وقرتورا بود زشت اسراف درهرکجا
کندوام بسیارعهدتو سستxa0
وام زیادشخص راستگورا دروغگو می کند ووفاکننده را پیمان شکن می سازدکندوام بسیارعهدتو سست درستی اگرمیشوی نادرستوگرراستگویی بکذب و دروغ بردازتو وام فراوان فروغ
چو درراه بخشش روی پیشترxa0xa0
بخشش بسیاردوستان را زیاد میکند و دشمنان را به آشتی می کشاندچو درراه بخشش روی پیشتر شود دوستانت بسی بیشترتورادشمنان آشتی جو شوند همه خرده گیران ثناگو شوند
چو بسیارنیکی بود کارتوxa0xa0
زیاد نیکی کردن برعمرمی افزاید و انسان را بلند آوازه می کندچو بسیارنیکی بود کارتو خدا باشد ازبد نگه دارتوشوی ناموریابی عمربلند نه هرگز رسد برتو ازکس گزند
چو دردل بود حب دنیای دونxa0xa0
کسی که دلش از دنیا پرستی آکنده است چگونه ادعای خدا ترسی کندچو دردل بود حب دنیای دون بود خالی از مهر عقبی درونچسان مدعی دوست دارد خدا نگنجد بدل مهر حق با هوی
چو دست توکل نباشد درازxa0xa0xa0xa0
چگونه کسی که توکل بخدا ندارد از رنج حرص و آز نجات می یابدچو دست توکل نباشد دراز ندارد کسی راحت از رنج آزتوکل توانگرکند مرد را کند ارغوانی رخ زرد را
چو سوگند گردد کسی را شعارxa0xa0
چگونه کسی که فورا سو گند می خورد از عذاب خدا می رهدچو سوگند گردد کسی را شعار نباشد به حرفش دگر اعتبارچسان او رهد از عذاب خدای نباشد چو دوراز بد و ناروای