سزد گرخردمند با بذل مالxa0xa0 - تاریخ: 1399/10/19 ساعت: 20:33
خردمند باید با مالش ستایش مردم را جلب کند و خود را از خواهش از آنان بازدارد سزد گرخردمند با بذل مال کند خویش ممدوح اهل سوال بپرهیزد از خواری خواهش او کند با قناعت خود آرایش او + نوشته شده در
ستم بریتیمان سزاوارنیستxa0xa0 - تاریخ: 1399/7/4 ساعت: 5:26
هرکس به یتیمی ستم روادارد, چنان است که اولادخودرا بیازاردو صله ی ایشان را قطع کندستم بریتیمان سزاوارنیست      بترزآن بگیتی دگرکارنیستزنی بریتیمی چو باظلم نیش  &nbs
چو کس را نیازافتدبرلئیمxa0 - تاریخ: 1399/7/4 ساعت: 5:26
هرکس نیازمند ناکسان گرددخوارشودچو کس را نیازافتدبرلئیم      بترباشد ش ازعذاب الیمشود خوارو درمانده ازدست او      بپرهیزازخصلت پست او + نوش
چوخواهی کسی را نصیحت کنیxa0xa0 - تاریخ: 1399/7/4 ساعت: 5:26
چون کسی را درحضورمردم نصیحت کنی اورا نکوهش کرده ایچوخواهی کسی را نصیحت کنی     چنان کن که گویا مدیحت کنینصیحت نکوهش بود درملا       پسندیده ترباشد ا
ستایش زچیزی که اندر تو نیستxa0xa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
هرکس انسان را به آنچه دروی نیست بستاید اورا مسخره کرده استستایش زچیزی که اندر تو نیست تمسخر بود موجب غافلی استمبادا فزاید ترا از آن غرور مباداشوی از ره راست دور
بود شدت سختی و رنج و دردxa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
تلخی ناکامی وسختی بهتراست تابازاری و خواری دست نیاز بسوی مردم دراز کردن بود شدت سختی و رنج و درد پسندیده تر نزد آزادمردکه از ناکسان حاجتی خواستن به آنان فزودن زخود کاستن
بود شدت سختی و رنج و دردxa0xa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
تلخی ناکامی وسختی بهتراست تابازاری و خواری دست نیاز بسوی مردم دراز کردن بود شدت سختی و رنج و درد پسندیده تر نزد آزادمردکه از ناکسان حاجتی خواستن به آنان فزودن زخود کاستن
بود صحبت ابلهان چون سرابxa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
دوستی ابلهان مانند سراب زود زایل می شود ومانند ابرازهم می پاشدبود صحبت ابلهان چون سراب شود زود زایل نیابی توآبچو ابربهاراست ناپایدار بجایی نباشد مراورا قرار
اگرهمنشین توعاقل بودxa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
همنشینی باخردمند موجب ایمنی استاگرهمنشین توعاقل بود تورا بی شک او راحت دل بودازاو بهره ات نیست جزایمنی نمی باشد او اهل اهریمنی
کسی که او کند آشکارا بدیxa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
آشکارکننده زشتی مانند زشتکاراستکسی که او کند آشکارا بدی مراورا بود خلق و خوی ددیبود او همانند بازشتکار ندارد چو زافشای بد ننگ و عار
بود دوری از شک و تردید رایxa0xa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
دوری جستن از بدگمانی کمال جوانمردی استبود دوری از شک و تردید رای ره و رسم هرمومن پارساینباشد بهین رادمردی جزاین جوانمرد نبود جز اهل یقین
بود صحبت احمق آزارجانxa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
با ابله سختی کشیدن ( با او بسربردن) روح را آزردن استبود صحبت احمق آزارجان مبادا ترا تیره سازد روانمکن رنجه خودرا دراین رهگذر برو تاتوانی ازاو کن حذر
چو برنعمتی شکرناید بجاxa0xa0xa0xa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
مصیبتی که در آن امید اجرباشد بهترازنعمتی است که شکرش ادانگرددچو برنعمتی شکرناید بجا بوداجرو مزدی چو اندربلاهمانا به نزدیک اهل خرد از آن نعمت آن رنج بهتربود
چو درچنگ شهوت شود کس اسیرxa0 - تاریخ: 1399/2/1 ساعت: 14:34
کسی که شهوت براو غالب است ازبنده و برده خوارتراستچو درچنگ شهوت شود کس اسیر درافتد زاوج نزاهت بریزبود بدتراز بنده ی زرخرید شود جمله ی عیب و نفعش پدید
کسی را که باشد دراز آرزوxa0 - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 5:46
کسی که آرزویش درازباشد خردمندنیست کسی را که باشد دراز آرزو نباشد خردمند و فرزانه اوچو برآرزوتکیه کردن خطااست عمل برترین رهبرو رهنمااست
چو از مرزخودپای بیرون نهی - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 5:46
کسی که از مرزخودش تجاوزکندخردمند نیست چو از مرزخودپای بیرون نهی قدم برسرنارگلگون نهیتراازخرد هیچ سرمایه نیست که عاقل به غفلت بدین پایه نیست
چو کس قدرخودرا بخواهی شناختxa0 - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 5:46
کسی که قدرخودش را شناخت هلاک نشدچو کس قدرخودرا بخواهی شناخت به بیش و کم و زشت و زیبا بساختبراحت رسید و برست از هلاک زسیرحوادث نشد بیمناک
عمل چون به دانش نباشد قرینxa0xa0 - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 5:46
کسی که به علم خود عمل نکند عالم نیستعمل چون به دانش نباشد قرین نباشی تو اندرخورآفرینتوعالم نئی جان من جاهلی که از نفس خود این چنین غافلی
چو پیروز شد برتو دیو گنهxa0 - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 5:46
کسی که گناه بروی چیره گردد پیروز نیستچو پیروز شد برتو دیو گنه باندیشه ی بد برفتی زرهتورا نیست پیروزی اندرحیات نه فرجام فرخنده بعدازممات
زتقوی بسامان رسد کاردینxa0xa0xa0 - تاریخ: 1398/12/20 ساعت: 5:46
هیچ چیزی مانند پرهیزکاری دین را اصلاح نمی کند, هیچ چیزی مثل هواپرستی دین را از بین نمی بردزتقوی بسامان رسد کاردین باصلاح ایمان بود بهترینشود دین و ایمان تبه ازهوا بترنیست از آن فسادی ورا