شيرينی زندگی بستگی به گزينش راه و روش و متد ماست

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

شيرينی زندگی بستگی به گزينش راه و روش و  متد ماست ، اگر ديدگاهمان براساس ضوابط و معيارهای عالی باشد به تمام حوادث و رخداد  ها از  زاويه مثبت نگاه خواهيم کرد  وهرحرکت منفی و ناپايداری هم پيش  بيايد آن را نشانه ای از او جهت سازندگی و رشد خود تلقی خواهيم نمود و با آغوش باز  از آن استقبال خواهيم کرد ، وآن حرکت يا رخدادرا زمينه ساز شقاوت و بدبختی خود  نخواهيم دانست ، در اين ديدگاه ارزش خاصی وجود دارد و ريشه آرامش و اميد را  دروجودمان زنده می کند ، و قوای خفته درونی مان را بيدارمی سازد و ازاين بيداری و  آگاهی است که زمينه های رشد و شکوفاي دروجودمان ايجاد می شود ، ديگر جايی برای توقف  و ناپايداری نيست و فرجام کار رشد و بالندگی است ، دارندگان اينگونه ديدگاهای مثبت  به هرکجا سربزنند آنجارا بهشت می بينند و برهمه چيز و همه جا خوشبين اند ، وهرچه که  برای خود می خواهند برای ديگران و ياران و سايرانسانها و موجودات عالم هستی همان را  خواهانند ، آرزوها و آرمانهايشان براساس واقعيت ها و اصول و معيارهای منطقی است ،  سعی می کنند ضوابط آن را رعايت کنند ، به زمين و زمان بدبين نيستند ، بلکه خوشبينی  و دوستی را سرلوحه زندگی خود قرارداده اند ، به هرجا می نگرند به جز نورو روشنايی  چيزی مشاهده نمی  کنند ، دردرونشان ظلمت و سياهی راهی ندارد و هر چه هست خوبی  و سعادت است ، درسرشت اينگونه انسانها افسانه ای بنام غم و اندوه دنيايی وجود ندارد  ، ولی قصه ديگری دردرون دارند اين قصه با افسانه های معمولی فرق دارددر اين قصه نقشه  های خاصی ترسيم شده است ، در اين روياها ،  افسانه های واقعی حيات وجود دارد ، حياتی  که فقط ساختار و مفهوم انسانی دارد حياتی که درآن شقاوت و انحطاط معنی ندارد ، حتی  از انديشه کردن در موارد و موضوعات منفی بدوراست ، به جز پويش عالی به چيزی فکر نمی  کنند و حتی تصورات منفی نگررا به ذهن خود راه نمی دهند و خط و مشی شان را بگونه ای  تنظيم و تعريف کرده اند تا درمسيرحقايق حرکت کنند و ازقبل زمينه های گمراهی و  انحراف را مسدود نموده اند ، حوادث ناگوار و پيش آمدهای روزگار نمی تواند آنهارا از  حرکت و پويايی باز دارد ، چون که ساختاردرونی خودرا از قبل اصلاح کرده اند و به ادامه  راه شان درمسير رشد و پويايی اعتقاد و ايمان عميق دارند ، درسايه همين باورهای عميق  است ، که همچون کوه مقاوم و استواردربرابر ناامنی ها و ناملايمات ايستادگی کرده اند  و اراده ای محکم دارند و هرگز سستی و کاهلی به خود راه نمی دهند ، ظواهر دنيارا به  دوستداران آن سپرده اند ، هرگز تسليم مفاهيم زود گذر دنيوی نيستند درگلزار انديشه  هاشان به جر بوی گل و زيبای عالم هستی  و جذابيت خاص پديده های طبيعی چيزی  يافت نمی شود ، در طبيعت و فنومن های آن رازهای خاصی نهفته است ، اگر کسی بتواند  آنهارا از نزديک لمس کند آنچنان مست لذت های آن می گردد که ديگر جايی برای لذايذ  زود گذر ی همانند مقام و جاه و ثروت و کاخ های آنچنانی ، يا حکومت چندروز ه آن باقی  نمی ماند ، دارندگان تفکرات مثبت وسازنده هرگز آزارو اذيتشان به احدی نمی رسد ، به  جز خوبی و نيکی و خدمت کردن بی ريا به انسانها به چيزی فکر نمی کنند و از ارائه  خدمات سازنده  عالی ترين لذت ها را می برند و خادمی همنوع را برای خود وظيفه  اساسی می شمارند و درقبال آن هيچگونه چشمداشتی از ديگران ندارند ،  اين فرشته  صفتان روزگار ، معنی و مفهوم واقعی عشق ورزيدن را درک کرده اند ، عشق اينها ابدی  است ، چونکه به شناخت واقعی دست يافته اند ، آری دمی خودت را از آلودگی ها و مباحث  ظاهری دنيوی دور ساز و به گوشه ای پناه ببر و آنچه که نفس می خواهد آن را به زباله  دانی تاريخ بريز و ديگر در پی داشتن مال و دارائی آنچنانی مباش ، به عاقبت خود  انديشه کن ، به کارهايی که می کنی ، به برخوردهايی که باديگران داری ، به شغلی که  داری ، به پستی که در آن جای گرفته ای ، بی ريا به هرچه که داری درمورد آنها   تفکر و انديشه کن ، بعد خود درباره خودت قضاوت کن ، صادقانه از خودت سوال کن و بگو  آیاشايستگی  و صلاحيت اين همه اختيارات و امکان دروجود من هست يانه ؟ آيا  لياقت اداره امور دروجود من هست يا نه ؟ آیا واقعا بايد اين همه  ثروت به من  تعلق داشته باشد ، راستی اين پولها و املاک را از کجاآورده ام آيا واقعا با تلاش و  بکاربردن انديشه مثبت و سازنده به آن رسيده ام يا نه ؟ آيا درملک  يا ثروتی که  دراختيارم است در آن حق کسی هم وجود دارد يا نه ؟ اشتباهم درکجاست ، درکجای کار به  حيله و ريا متوسل شده ام و درکجا از آب گل آلود ماهی گرفته ام ؟ درکدام زمان منتظر  بودم تا اوضاع و احوال به هم خورد تا وارد میدان شوم واز فرصت ها به طور نامشروع به  نفع خود بهره برداری کنم ؟ وموقعيت کذایی برای خود درست کنم و ثروتهای خدا دادی  مردم را به نفع خود ضبط و ثبت کنم ، آيا به عاقبت کارهايم فکر کرده ام ، آیا فرصتی  برای استفاده از اين همه امکانات  و اختيارات کاذب برای من وجو دارد يا نه ؟  چرابه خود نمی آيم به چه دليل دست از اعمال ناشايست برنمی دارم ؟ اگر قاضی خوبی  برای خودم باشم همه چيز درست می شود ، ولی قاضی خوبی برای خود نيستم و همچنان به  کارهای خود ادامه می دهم و محيط را برای خود و اطرافيان و ديگر انسانها ناامن ساخته  ام ، فقط درفکر حفظ مقام و موقعيت کذايی خود می باشم و بااين کار چهره انسانهای  صالح و خادم را نيز مخدوش کرده ام ، و فضايی بنام بی اعتمادی را درجامعه رواج داده  ام با اعمال و کردارزشت خود باعث شده ام تا ديگر انسانها به همديگر اعتماد نکنند ،  اين بی اعتمادی زمينه های عدم همکاری را بوجود می آورند ، ميدانی اين يعنی چه ، اين  يعنی به هرز رفتن نيروها و استعدادهای خدادادی ، نيروهايی بايد بسوی کمال واقعی  حرکت کنند به مسيری ديگری افتاده اند به خط کلک و ريا گرايش پيدا کرده اند و تمام  افکار و انديشه هاشان به سمت خنثی کردن و از رده خارج کردن همديگر متمرکز نموده اند  ، که اينگونه حرکات و اعمال و افکار با تفکر سازنده و پويا منافات دارد ....

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : دوشنبه 10 آبان 1395 ساعت: 8:00
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها