فغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شهر آشوب
چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغمارا
شرح بيت :
آه از اين طنازان ماهرو زبردست ، وای از آشوبگران دلها ، اين خوش اندامان و زيبايان چنان در شهر فتنه و آشوب برپا نمودند که باعث جلب توجه ديگران گشته و قرار وآرامش را از قلوب ربودند همانند غارتگران مغول ، زيبائی و جمال و شيرينکاری تاثير عميقی در افراد دارد همچنانکه غارت و چپاولگری ترکان مغول موجب غم و اندوه مردمان آن زمان شده بود ، لوليان و خوشکلان روزگار نيز باعث تسلی خاطر و آرامش روح می گردد، وجود رازی است نهفته ، کشف آن بسی شگفت انگيز و حيرت آوراست در مسير انديشه چيز ديگری درحال حرکت است در اين ديار ، دريای خيال موج می زند و اقيانوسی پهناور است در اين اقيانوس اشيای غول پيکری نهفته است ، اشيائی که تصور لمس آ ن محال است ، اشيائی که اوج انديشه های متعالی است انديشه هائی که بدون فرصتات و وسايل پروازی بطور خودکار در اکناف و اطراف جهان هستی به سير و سياحت می پردازند مخزن آن ها گنجايش حجم زيادی از علوم و فنون و تخيلات را دارا ست ، هرچقدر پر کنيم بازهم فضائی خالی جهت پذيرش وجود دارد ، نمی دانم انديشه و خيال را با دلربايان چگونه تطبيق دهم ، زيبائی و انديشه نسبت به هم پيوند ناگسستنی دارند ، فراق و هجران در اين مقال نمی گنجند ،امان از دست رازهای نهفته در درون طبيعت هستی ، ديگر توان و طاقت خودرا از دست داده ام تاکی بايد در آتش هجران بسوزم ، ای کاش همانند انديشه و زيبائی باشم .
برچسب:
نویسنده: میلاد رجبی