
چه نسبت است به رندی صلاح و تقوی را سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا شرح بيت :تقوی و پرهيزکاری بارندی و لااباليگری منافات دارد و شنيدن نصايح و اندرزهای خشک با نوای دلنشين عشق مغايرت دارد . در مکتب حقيقت رياکاری و صفات ظاهری ، تظاهر به اسلام و حقيقت نمی گنجد، پيروان واقعی اين مکتب حلاج وار بسوی حق تعالی در شتابند و مسير اينگونه افراد از دروازه تقوی و درستکاری عبور نموده و به جاده های عالی نوارانيت رسيده است در بينش و ديدگاه مکتب عشق تقوی ظاهری چندان جايگاهی ندارد عارفان و سالکان واقعی چنان تزکيه و تطه...
ادامه مطلب
زروی دوست دل دشمنان چه دريابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجاشرح بيت :قلوب دشمنان حقيقت آنچنان آلوده به رذايل و پستی است که به ظاهر رخ زيبای دوست را ( آثار و نشانه های آفرينش ) مشاهده می کنند ولی از درک حقايق هستی عاجزند زيرا چراغی که از خود روشنائی ندارد نمی توان آن را با نور آفتاب مقايسه نمود ، دلهائی که با پليديها و ناپاکی ها آلوده اند هرگز نمی توانند رموز هستی را دريابند بخاطر وصول به جانان بايد خودرا از رذايل و آلودگی ها مبری سازيم و خيال و انديشه های ناحق مادی و دنيوی را در وجود خويش نابود س...
ادامه مطلب
چو کحل بينش ما خاک آستان شماست کجا رويم بفرما از اين جناب کجاشرح بيت :وجود ما متعلق به شماست پديده آورنده و ايجاد کننده ما شماهستی ، ما از وابستگان درگاه شمائيم و افتخار خادمی و چاکری درگاه شمارا داريم و هرگز از اين ناحيه بيرون نخواهيم رفت و هرکجا برويم در آنجا و جود شمارا لمس خواهيم کرد و هرچه که در عالم هستی مشاهده می شود همه ای اين پديده ها بنحوی به شما ارتباط دارند زيرا شما هستی که به ما حيات بخشيده ای و مارا از عدم و نيستی خلق نموده ايد و ما ارتباط عميق و تنگاتنگی با آستان شما داريم و علا...
ادامه مطلب
مبين بسيب زنخدان که چاه در راه است کجا همی روی ای دل بدين شتاب کجاشرح بيت :به زيبائی و جمال ظاهری دنيا چندان توجهی منما بدين شتاب و تندی به کجا حرکت می کنی اين راه دارای فرازها و نشيبهای بيشماری است و سختی ها و مشقتهای بسياری در آستين دارد با اندک سهل انگاری رونده ، از گردونه خارج می گردد و سالک عاقبت خودرا در گرداب هلاکت و گمراهی می يابد و برای پيمودن اين مسير ( مسير عشق و عاشقی ) بايد از صخره های زيادی گذشت و نبايد مقاومت و صلابت خودرا از دست داد و بايستی از هوی و هوسهای نفس اماره در امان ما...
ادامه مطلب
بشد که ياد خوشش باد روزگاروصال خود آن کرشمه کجارفت و آن عتاب کجاشرح بيت :چون که از ايشان يادی شد روزگار وصال برايش خوش و گوارا بادا، خود آن ناز و غمزه و آن کرشمه و عتاب کجا رفته ، آری در آن زمان که عاشق به محبوب و معشوق خود رسيده بود و از تجليات آن بهره ها می جست و نيز شاهد عتابها و کرشمه ها و غمزه های جانانه معشوق بود حالا ديگر لحظه وصال رو به اتمام گشته و خبری از غمزه و عشوه گری نيست پس آن لذتها کجا رفتند بنابر اين عاشق واقعی وقتی که خويشتن را از زنگارها و غبارها ی درونی پاک نمايد و نهاد و ...
ادامه مطلب
ندای عشاق عشق و معرفت نگاهی به دیوان حافظ بیت هشتم از غزل دوم قرار و خواب زحافظ طمع مدار ای دوست قرار چيست صبوری کدام و خواب کجاشرح بيت :عهد و پيمانی که با تو بسته ام بخاطر طمع و آز نيست بلکه صداقت و راستی در ذمه اينجانب است و حاصل تلاشها و زحمات شبانه روزی من است که برای رسيدن و قرب به حق راه طولانی را پيموده ام و گردابهای هولناکی تهديدم کرده و هرگز تسليم آلودگی ها و ناپاکی ها نشدم و عزم و همت خودرا در مبارزه و ريشه کن نمودن خواهش ها ی ناحق نفس خود بکار بستم و با تحمل سختی ها صبر ...
ادامه مطلب
گر آن ترک شيرازی بدست آرد دل مارا بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا راشرح بيت :اگر آن ترک زيبای شيرازی خواهشهای مارا بپذيرد و مارا قبول کند ، بخاطر زيبائی و جمالش ، اگر سمرقند و بخارا در اختيار ما باشد به او خواهيم بخشيد آری شاعران عارف هميشه در لفافه سخن می گويند از گفته ها و کلمات سحر آميز آنان تنها ظاهرآن تصور نمی گرددبلکه بايد به مفهوم و معنی آن نگريست منظور از ترک شيرازی همان دختر خوش اندام يا کولی زيبای شيراز نيست و هدف از خال هندو همان زيبائی و طراوت آن ترک شيرازی نيست در بطن اينگونه تشبي...
ادامه مطلب
بده ساقی می باقی که درجنت نخواهی يافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا راشرح بيت :ساقی لطفا می باقی را جهت نوشيدن بدهيد زيرا که در جنت چنين می گوارا نخواهی يافت در بهشت کنار آب رکن آباد و اين باغ زيبا ومکان ديدنی وجود ندارد . نشستن در باغ و درکنار آب مربوطه برای حافظ آنقدر ديدنی و لذتبخش است که چنين لذتی دربهشت قابل احساس نيست . اندکی در خود نگريستن و تامل نمودن در امورات مختلف زندگی و آفرينش برای آدمی ارمغان زيادی را می آورد وگوشه ای از حقايق هستی را برای او مجسم می سازد آنکس که حقيقت را ديد و ف...
ادامه مطلب
فغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شهر آشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغماراشرح بيت :آه از اين طنازان ماهرو زبردست ، وای از آشوبگران دلها ، اين خوش اندامان و زيبايان چنان در شهر فتنه و آشوب برپا نمودند که باعث جلب توجه ديگران گشته و قرار وآرامش را از قلوب ربودند همانند غارتگران مغول ، زيبائی و جمال و شيرينکاری تاثير عميقی در افراد دارد همچنانکه غارت و چپاولگری ترکان مغول موجب غم و اندوه مردمان آن زمان شده بود ، لوليان و خوشکلان روزگار نيز باعث تسلی خاطر و آرامش روح می گردد، وجود رازی است ...
ادامه مطلب
زعشق ناتمام ما جمال يارمستغنـــــــی است به آب ورنگ و خال و خط چه حاجت روی زيباراشرح بيت :صورت زيبا و سيرت دوست داشتنی يار از عشق مداوم و هميشگی بی نياز است ، رخ زيبا را به رنگ و خال و خط نيازی نيست ، چون که زيبائی و جمال از خصوصيات ذاتی اوست آنکه در ذاتش زيبائی و طراوت نهفته است با تغييرات ظاهری نمی توان به آن خصوصيات نايل داشت بنابراين معشوق را به عاشق نيازی نيست آن عاشق است که بطور متوالی در پی معشوق است و پيوسته بخاطر کامجوئی در حال تلاش و تکاپو ست و حيات او با کام گيری از محبوب رونق می ياب...
ادامه مطلب
بشد که ياد خوشش باد روزگاروصال خود آن کرشمه کجارفت و آن عتاب کجاشرح بيت :چون که از ايشان يادی شد روزگار وصال برايش خوش و گوارا بادا، خود آن ناز و غمزه و آن کرشمه و عتاب کجا رفته ، آری در آن زمان که عاشق به محبوب و معشوق خود رسيده بود و از تجليات آن بهره ها می جست و نيز شاهد عتابها و کرشمه ها و غمزه های جانانه معشوق بود حالا ديگر لحظه وصال رو به اتمام گشته و خبری از غمزه و عشوه گری نيست پس آن لذتها کجا رفتند بنابر اين عاشق واقعی وقتی که خويشتن را از زنگارها و غبارها ی درونی پاک نمايد و نهاد ...
ادامه مطلب
قرار و خواب زحافظ طمع مدار ای دوست قرار چيست صبوری کدام و خواب کجاشرح بيت :عهد و پيمانی که با تو بسته ام بخاطر طمع و آز نيست بلکه صداقت و راستی در ذمه اينجانب است و حاصل تلاشها و زحمات شبانه روزی من است که برای رسيدن و قرب به حق راه طولانی را پيموده ام و گردابهای هولناکی تهديدم کرده و هرگز تسليم آلودگی ها و ناپاکی ها نشدم و عزم و همت خودرا در مبارزه و ريشه کن نمودن خواهش ها ی ناحق نفس خود بکار بستم و با تحمل سختی ها صبر و بردباری را بيشه خود کردم و زندگی را فقط برای معشوق خواستم و گرنه حي...
ادامه مطلب
گر آن ترک شيرازی بدست آرد دل مارا بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا راشرح بيت :اگر آن ترک زيبای شيرازی خواهشهای مارا بپذيرد و مارا قبول کند ، بخاطر زيبائی و جمالش ، اگر سمرقند و بخارا در اختيار ما باشد به او خواهيم بخشيد آری شاعران عارف هميشه در لفافه سخن می گويند از گفته ها و کلمات سحر آميز آنان تنها ظاهرآن تصور نمی گرددبلکه بايد به مفهوم و معنی آن نگريست منظور از ترک شيرازی همان دختر خوش اندام يا کولی زيبای شيراز نيست و هدف از خال هندو همان زيبائی و طراوت آن ترک شيرازی نيست در بطن اين...
ادامه مطلب
حافظ از باد خزاندرچمن دهر مــرنج فکـــرمعقول بفرما گل بی خار کجاست شرح بیت رنجيدن از بی مهری ها و ناملايمات روزگارکاری عبث و بيهوده است ، دراين دنيا ناسازگاريهای زيادی وجود دارد و عده ای از انسانها بخاطر خواسته های نامشروع و منافع زودگذرمادی خود عالم را به خاک و خون کشيده اند و ضايعات جبران ناپذيری برپيکر بشريت وارساخته اند بعلت عدم تربيت صحيح و آلوده شده بيش ازحد بعضی ها که دست به اعمال ننگينی می زنند که انسان از بيان آن شرم دارد هرچه که باشد اين افراد با اينگونه اعمال غيرمنطقی و ضد بشری همچنان به وجود خود ادامه می دهند و نمی توانيم منکر اين باشيم که درجامعه ما چنين شرايطی موجود نيست ...
ادامه مطلب
مگر گشايش حافظ در اين خرابــــی بود که بخشش از لش درمــــی مغان انداخت شرح بیت مگرحيات و زندگی حافظ در اين دنيای فانی و زود گذرکه از ازل هديه شراب حقيقت توسط پيرمغان به او ارزانی داده شد ، ما مست يم و ديوانه ، از حالی به حالی ديگريم ، عاقبت احوال را جويائيم از منزلی به منزلی ديگر غوطه وريم ، ...
ادامه مطلب
ميکندحافظ دعائی بشنو آمينی بگو روزی ما باد لعل شکر افشان شما شرح بیت به مناجاتهای سوزناک سحری حافظ توجهی بينداز و آمينی بگو و لب لعل گوهربار شما روزی ماست ، در جهان هستی قانونی وجود دارد و همه موجودات عالم از آن مقررات پيروی می کنند . و نيروئی در درون آنهاست که خواه و ناخواه آنهارا به سوی شکو...
ادامه مطلب
حافظ زديده دانه اشکی همی فشان باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما شرح بیت از ديده خونبار ، قطرات شبنم را برگونه های سرخ خود سرازير کن ، تا مرغ عشق باآواز وآهنگ شور انگيز خود دل اندوهناک تر ا به تسخير خود درآورد . نبض حيات در وجود آدمی می تپد و عشق و دوست داشتن از علائق ذاتی اوست ، و از يک مبدا...
ادامه مطلب