ندای عشاق

متن مرتبط با «به هوش باش که مستم» در سایت ندای عشاق نوشته شده است

نگاهی به دیوان حافظ بیت سوم از غزل دوم

  • نیلوبلاگ

    چه نسبت است به رندی صلاح و تقوی را سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا شرح بيت :تقوی و پرهيزکاری بارندی و لااباليگری منافات دارد و شنيدن نصايح و اندرزهای خشک با نوای دلنشين عشق مغايرت دارد . در مکتب حقيقت رياکاری و صفات ظاهری ، تظاهر به اسلام و حقيقت نمی گنجد، پيروان واقعی اين مکتب حلاج وار بسوی حق تعالی در شتابند و مسير اينگونه افراد از دروازه تقوی و درستکاری عبور نموده و به جاده های عالی نوارانيت رسيده است در بينش و ديدگاه مکتب عشق تقوی ظاهری چندان جايگاهی ندارد عارفان و سالکان واقعی چنان تزکيه و تطه...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت چهارم از غزل دوم

  • نیلوبلاگ

    زروی دوست دل دشمنان چه دريابد چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجاشرح بيت :قلوب دشمنان حقيقت آنچنان آلوده به رذايل و پستی است که به ظاهر رخ زيبای دوست را ( آثار و نشانه های آفرينش ) مشاهده می کنند ولی از درک حقايق هستی عاجزند زيرا چراغی که از خود روشنائی ندارد نمی توان آن را با نور آفتاب مقايسه نمود ، دلهائی که با پليديها و ناپاکی ها آلوده اند هرگز نمی توانند رموز هستی را دريابند بخاطر وصول به جانان بايد خودرا از رذايل و آلودگی ها مبری سازيم و خيال و انديشه های ناحق مادی و دنيوی را در وجود خويش نابود س...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت پنجم از غزل دوم

  • نیلوبلاگ

    چو کحل بينش ما خاک آستان شماست کجا رويم بفرما از اين جناب کجاشرح بيت :وجود ما متعلق به شماست پديده آورنده و ايجاد کننده ما شماهستی ، ما از وابستگان درگاه شمائيم و افتخار خادمی و چاکری درگاه شمارا داريم و هرگز از اين ناحيه بيرون نخواهيم رفت و هرکجا برويم در آنجا و جود شمارا لمس خواهيم کرد و هرچه که در عالم هستی مشاهده می شود همه ای اين پديده ها بنحوی به شما ارتباط دارند زيرا شما هستی که به ما حيات بخشيده ای و مارا از عدم و نيستی خلق نموده ايد و ما ارتباط عميق و تنگاتنگی با آستان شما داريم و علا...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت ششم از غزل دوم

  • نیلوبلاگ

    مبين بسيب زنخدان که چاه در راه است کجا همی روی ای دل بدين شتاب کجاشرح بيت :به زيبائی و جمال ظاهری دنيا چندان توجهی منما بدين شتاب و تندی به کجا حرکت می کنی اين راه دارای فرازها و نشيبهای بيشماری است و سختی ها و مشقتهای بسياری در آستين دارد با اندک سهل انگاری رونده ، از گردونه خارج می گردد و سالک عاقبت خودرا در گرداب هلاکت و گمراهی می يابد و برای پيمودن اين مسير ( مسير عشق و عاشقی ) بايد از صخره های زيادی گذشت و نبايد مقاومت و صلابت خودرا از دست داد و بايستی از هوی و هوسهای نفس اماره در امان ما...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت هفتم از غزل دوم

  • نیلوبلاگ

    بشد که ياد خوشش باد روزگاروصال خود آن کرشمه کجارفت و آن عتاب کجاشرح بيت :چون که از ايشان يادی شد روزگار وصال برايش خوش و گوارا بادا، خود آن ناز و غمزه و آن کرشمه و عتاب کجا رفته ، آری در آن زمان که عاشق به محبوب و معشوق خود رسيده بود و از تجليات آن بهره ها می جست و نيز شاهد عتابها و کرشمه ها و غمزه های جانانه معشوق بود حالا ديگر لحظه وصال رو به اتمام گشته و خبری از غمزه و عشوه گری نيست پس آن لذتها کجا رفتند بنابر اين عاشق واقعی وقتی که خويشتن را از زنگارها و غبارها ی درونی پاک نمايد و نهاد و ...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت هشتم از غزل دوم

  • نیلوبلاگ

    ندای عشاق عشق و معرفت نگاهی به دیوان حافظ بیت هشتم از غزل دوم قرار و خواب زحافظ طمع مدار ای دوست قرار چيست صبوری کدام و خواب کجاشرح بيت :عهد و پيمانی که با تو بسته ام بخاطر طمع و آز نيست بلکه صداقت و راستی در ذمه اينجانب است و حاصل تلاشها و زحمات شبانه روزی من است که برای رسيدن و قرب به حق راه طولانی را پيموده ام و گردابهای هولناکی تهديدم کرده و هرگز تسليم آلودگی ها و ناپاکی ها نشدم و عزم و همت خودرا در مبارزه و ريشه کن نمودن خواهش ها ی ناحق نفس خود بکار بستم و با تحمل سختی ها صبر ...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت اول از غزل سوم

  • نیلوبلاگ

    گر آن ترک شيرازی بدست آرد دل مارا بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا راشرح بيت :اگر آن ترک زيبای شيرازی خواهشهای مارا بپذيرد و مارا قبول کند ، بخاطر زيبائی و جمالش ، اگر سمرقند و بخارا در اختيار ما باشد به او خواهيم بخشيد آری شاعران عارف هميشه در لفافه سخن می گويند از گفته ها و کلمات سحر آميز آنان تنها ظاهرآن تصور نمی گرددبلکه بايد به مفهوم و معنی آن نگريست منظور از ترک شيرازی همان دختر خوش اندام يا کولی زيبای شيراز نيست و هدف از خال هندو همان زيبائی و طراوت آن ترک شيرازی نيست در بطن اينگونه تشبي...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت دوم از عزل سوم

  • نیلوبلاگ

    بده ساقی می باقی که درجنت نخواهی يافت کنار آب رکن آباد و گلگشت مصلا راشرح بيت :ساقی لطفا می باقی را جهت نوشيدن بدهيد زيرا که در جنت چنين می گوارا نخواهی يافت در بهشت کنار آب رکن آباد و اين باغ زيبا ومکان ديدنی وجود ندارد . نشستن در باغ و درکنار آب مربوطه برای حافظ آنقدر ديدنی و لذتبخش است که چنين لذتی دربهشت قابل احساس نيست . اندکی در خود نگريستن و تامل نمودن در امورات مختلف زندگی و آفرينش برای آدمی ارمغان زيادی را می آورد وگوشه ای از حقايق هستی را برای او مجسم می سازد آنکس که حقيقت را ديد و ف...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت سوم از غزل سوم

  • نیلوبلاگ

    فغان کاين لوليان شوخ شيرين کار شهر آشوب چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان يغماراشرح بيت :آه از اين طنازان ماهرو زبردست ، وای از آشوبگران دلها ، اين خوش اندامان و زيبايان چنان در شهر فتنه و آشوب برپا نمودند که باعث جلب توجه ديگران گشته و قرار وآرامش را از قلوب ربودند همانند غارتگران مغول ، زيبائی و جمال و شيرينکاری تاثير عميقی در افراد دارد همچنانکه غارت و چپاولگری ترکان مغول موجب غم و اندوه مردمان آن زمان شده بود ، لوليان و خوشکلان روزگار نيز باعث تسلی خاطر و آرامش روح می گردد، وجود رازی است ...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت چهارم از غزل سوم

  • نیلوبلاگ

    زعشق ناتمام ما جمال يارمستغنـــــــی است به آب ورنگ و خال و خط چه حاجت روی زيباراشرح بيت :صورت زيبا و سيرت دوست داشتنی يار از عشق مداوم و هميشگی بی نياز است ، رخ زيبا را به رنگ و خال و خط نيازی نيست ، چون که زيبائی و جمال از خصوصيات ذاتی اوست آنکه در ذاتش زيبائی و طراوت نهفته است با تغييرات ظاهری نمی توان به آن خصوصيات نايل داشت بنابراين معشوق را به عاشق نيازی نيست آن عاشق است که بطور متوالی در پی معشوق است و پيوسته بخاطر کامجوئی در حال تلاش و تکاپو ست و حيات او با کام گيری از محبوب رونق می ياب...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت هفتم از غزل دوم

  • نیلوبلاگ

    بشد که ياد خوشش باد روزگاروصال خود آن کرشمه کجارفت و آن عتاب کجاشرح بيت :چون که از ايشان يادی شد روزگار وصال برايش خوش و گوارا بادا، خود آن ناز و غمزه و آن کرشمه و عتاب کجا رفته ، آری در آن زمان که عاشق به محبوب و معشوق خود رسيده بود و از تجليات آن بهره ها می جست و نيز شاهد عتابها و کرشمه ها و غمزه های جانانه معشوق بود حالا ديگر لحظه وصال رو به اتمام گشته و خبری از غمزه و عشوه گری نيست پس آن لذتها کجا رفتند بنابر اين عاشق واقعی وقتی که خويشتن را از زنگارها و غبارها ی درونی پاک نمايد و نهاد ...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت هشتم از غزل دوم

  • نیلوبلاگ

    قرار و خواب زحافظ طمع مدار ای دوست قرار چيست صبوری کدام و خواب کجاشرح بيت :عهد و پيمانی که با تو بسته ام بخاطر طمع و آز نيست بلکه صداقت و راستی در ذمه اينجانب است و حاصل تلاشها و زحمات شبانه روزی من است که برای رسيدن و قرب به حق راه طولانی را پيموده ام و گردابهای هولناکی تهديدم کرده و هرگز تسليم آلودگی ها و ناپاکی ها نشدم و عزم و همت خودرا در مبارزه و ريشه کن نمودن خواهش ها ی ناحق نفس خود بکار بستم و با تحمل سختی ها صبر و بردباری را بيشه خود کردم و زندگی را فقط برای معشوق خواستم و گرنه حي...

    ادامه مطلب
  • نگاهی به دیوان حافظ بیت اول از غزل سوم

  • نیلوبلاگ

    گر آن ترک شيرازی بدست آرد دل مارا بخال هندويش بخشم سمرقند و بخارا راشرح بيت :اگر آن ترک زيبای شيرازی خواهشهای مارا بپذيرد و مارا قبول کند ، بخاطر زيبائی و جمالش ، اگر سمرقند و بخارا در اختيار ما باشد به او خواهيم بخشيد آری شاعران عارف هميشه در لفافه سخن می گويند از گفته ها و کلمات سحر آميز آنان تنها ظاهرآن تصور نمی گرددبلکه بايد به مفهوم و معنی آن نگريست منظور از ترک شيرازی همان دختر خوش اندام يا کولی زيبای شيراز نيست و هدف از خال هندو همان زيبائی و طراوت آن ترک شيرازی نيست در بطن اين...

    ادامه مطلب
  • کجایند آنان که آثارشان

  • نیلوبلاگ

    کجا رفتند آن کسانی که عمرشان بیش از عمر شما و آثارشان بزرگتر از آثارشما بود.کجایند آنان که آثارشان گواه است برقدرت و کارشاننباشد چوآنان بطول حیات نبودی سرانجامشان جز مماتنقل از کتاب هزارگوهرمنخب کلمات قصارنهج البلاغه ص 124اگر اندکی درزمین سیرکنید دراحوال مردم مطالعه وتحقیق کنید ,جستجودراحوال پادشاهان وفراعنه زمان و متکبرین عالم به موارد خاصی خواهید رسید که خیلی چیز های مرموز دردرون خو ضبط و ثبت کرده اند , اگر حال و قدرت خودرا با قدرت گذشتگان مقایسه کنیم به عجز خوددر مقابل آنهااعتراف خواهیم کرد , آنها باداشتن هزاران لشکر مقتدر وتجهیزات مدرن زمان خود نتوانستند موجویت خودرا حفظ کنند بعداز اندک زمان حکمرانی و تاخت و تاز سرانجام سرنگون شده و ازبین رفتند , تیمورها, چنگیز ها , نرون ها ...

    ادامه مطلب
  • شود نیت مردی گرتبهxa0

  • نیلوبلاگ

    وقتی نیت انسان بد شود خیر و برکت ازمیان می رودشود نیت مردی گرتبه نباشد کس را حذر از گنهشود بسته درهای نعمت تمام نبینی کسی را مگر تلخکامنقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص258آن زمان که هدف اصلی انسان رسیدن به مطامع دنیوی ازهرراهی که باشد , آن زمان که انسانها همه چیز را برای خود وبخاطررفاه خودبخواهند , آن زمان که اختلاس و رشوه ممدوح باشد وهرکس زورش بیشتراست محبوب قلوب است آن زمان که معنی حلال وحرام و بحث ازمقوله حلال و حرام جرم تلقی می گردد, آن زمان که کاخ نشینی وزندگی اشرافی دربین مردم ارزش محسوب می شود واکثرمردم بی تفاوت باشند وموج سواران طغیانگر برافکارمردم حکومت کنند واندوختن ثروت نامشروع مباهات و افتخارباشد آن زمان که دلالی ومفت خوری وکارنکردن و پول درآوردن درصدر...

    ادامه مطلب
  • گشاید کسی چون به ایثاردستxa0

  • نیلوبلاگ

    هنگام مقدم داشتن دیگران برخود ارزش وجود بخشندگان روشن می شودگشاید کسی چون به ایثاردست     به محتاج و مسکین دهد هرچه هستشود ارزش گوهر او پدید       نه هرکس تواند بدینجا رسیدنقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص257چقدرزیباودوست داشتنی است عمل کسی که ازهواهای نفسانی وزیاده خواهی ها وخودخواهی ها وادعاهای بیهوده وغروروطغیانگری بگذرد وبه حقیقت هستی فکرکند وزندگی را اززوایه دیگری بنگرد درگلستان دل انگیز وجودواقعی خویش سیرکند وبه اقیانوس بیکران ارزش ها بپردازد وازچشمه زلال آن سیراب گردد محاسنی که درایثاروازخودگذشتگی وبخشش وجودداردباهیچ چیز قابل مقایسه نیست , باید درذات اوهضم شد تاماجرارافهمید اگر بااو نباشی ومثل اونباشی ازدرک او عاجزی ...

    ادامه مطلب
  • عجب زان که برقدرت کردگارxa0

  • نیلوبلاگ

    عجب دارم ازکسی که درقدرت خدا شک دارد و حال آنکه آفریدگان را می بیندعجب زان که برقدرت کردگار        بشک اندراست آن فراموشکارولی بیند آثارخلقت  عیان        بهرگوشه ازگوشه های جهاننقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص255طبیعت زیباوسرسبز, قلل تودرتو, سنگ های متلون و متشکل, پرندگان خوشگل وحیرت انگیز, دره های باریک و پیچ درپیچ , دشت ها و دمن ها , حیوانات اهلی و وحشی , حشرات ریزو درشت , کرم خالی , زنبورعسل , انسانهابا انواع و اقسام نژادهاوقبایل , کره زمین , کرات دیگر, منظومه شمسی , کهکشانها, آسمان نیلگون , خورشید وماه , هزاران موجودات ناشناخته هرروز اینهارا می بینیم وبراحتی و بدون تفکرازکنارشان عبورمی کنیم وبه...

    ادامه مطلب
  • عجب دارم از آنکه برزیردستxa0xa0

  • نیلوبلاگ

    عجب دارم از کسیکه به مهر بالاترازخود امیدواراست چگونه به زیردستش رحم نمی کندعجب دارم از آنکه برزیردست        درنیکی و خیرو رحمت ببستچرا دارد امید آن شخص پست      به نیکی آن کاوزوی برتراستنقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص252بارخدایا, ای خدای مهربان , ای خالق کل کائنات , وجودنابسامانی ها, زشتی ها, پلیدی ها, حق کشی ها, استثمارها, بهره کشی ها از مظلومین وستم دیدگان , عدم رعایت حال همدیگروجوسازی ها واهانت های پی درپی , قطع صدای مظلومین ومحرومین توسط ستمگران وظالمان وحرامیان نجومی بگیرخسته ام کرده به توپناه می برم وشکایتم را به درگاه توعرضه می دارم  متاسفانه افرادمتکبروخودخواه وزیاده خواه وشهرت طلب وقبیله گرادربدنه...

    ادامه مطلب
  • عجب زآن که نشناسد او خویش راxa0

  • نیلوبلاگ

    عجب دارم از کسی که خودش را نمی شناسد چگونه خدایش رامی شناسدعجب زآن که نشناسد او خویش را       نداند تفاوت  کم و بیش راچسان او شناسد خدای جهان       زروی یقین نی بحدس و گماننقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص252انسان چگونه موجودی است و چه خصوصیاتی دارد, انسان موجودی پیچیده ودارای ابعادگوناگون است , درموردانسان هزاران مطلب توسط دانشمندان و متفکرین به رشته تحریردرآمده است هرکدام ازاین مطالب بخشی ازابعادانسان است باگذشت زمان دایره شناخت متفکرین درموردانسان گسترده ترمی شود مطالعه بعدمادی انسان ازدیرزمانی است دردستورکاردانشمندان قراردارد اجزای تشکیل دهنده بدن اسان به گونه ای طراحی شده که پیام خاصی برای دریافت ک...

    ادامه مطلب
  • چو باشد کسی طالب آخرتxa0

  • نیلوبلاگ

    جویای آخرت به آرزویش می رسد و از دنیا آنچه برایش مقدرشده باشد به او داده می شودچو باشد کسی طالب آخرت       به مقصود خود اورسد عاقبتزدنیا  برد بهره خویش نیز        به میزان تقدیر  آن با تمیزنقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص245آنچه که مهم است داشتن نیت وانگیزه درکاراست , کسی که به عاقبت زندگی فکرمی کند بدین معنی نیست که همه چیز را ترک کند ودرگوشه ای بنشیند ومنتظرروزی باشد , عالم طبیعت محل جنب و جوش وکارو تلاش است بدون فعالیت کسی به جایی نمی رسد پس اساس زندگی درتداوم کارو تلاش است ادامه حیات بدون کارممکن نیست باید کارکرد تا به آسایش و رفاه رسید ولاکن دراین رفاه برای انسان اندازه ای معین شده ونمی تواند ...

    ادامه مطلب