
کجا رفتند آن کسانی که عمرشان بیش از عمر شما و آثارشان بزرگتر از آثارشما بود.کجایند آنان که آثارشان گواه است برقدرت و کارشاننباشد چوآنان بطول حیات نبودی سرانجامشان جز مماتنقل از کتاب هزارگوهرمنخب کلمات قصارنهج البلاغه ص 124اگر اندکی درزمین سیرکنید دراحوال مردم مطالعه وتحقیق کنید ,جستجودراحوال پادشاهان وفراعنه زمان و متکبرین عالم به موارد خاصی خواهید رسید که خیلی چیز های مرموز دردرون خو ضبط و ثبت کرده اند , اگر حال و قدرت خودرا با قدرت گذشتگان مقایسه کنیم به عجز خوددر مقابل آنهااعتراف خواهیم کرد , آنها باداشتن هزاران لشکر مقتدر وتجهیزات مدرن زمان خود نتوانستند موجویت خودرا حفظ کنند بعداز اندک زمان حکمرانی و تاخت و تاز سرانجام سرنگون شده و ازبین رفتند , تیمورها, چنگیز ها , نرون ها ...
ادامه مطلب
عاشق چون پرده ای است که حجاب واقع شده است و باید که این حجاب از میان برخیزد، حجابی که مانع ظهور و تجلی معشوق است. برای اتصال به معشوق، عاشق باید خود از میان برخیزد. عاشق باید که از خود بیگانه شود و از بند زمان و مکان رها گردد تا مگر شایسته ی حضور درگاه معشوق گردد. چون نباشد عشق را پروای او او چو مرغی ماند بی پر، وای او + نوشته شده در شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 9:28 توسط علی روحی | بخوانید...
ادامه مطلب
روزهای سختی داشتیم از هرطرف حوادث ناگوار برما تسلط یافته بود روش مقابله با آن بغرنج و پیچیده بود برای یافتن راه حل دقیق و سنجیده و همه فن حریف نیاز به تدبیر و اندیشه همه جانبه بود دراین اوضاع و احوال امکان تصمیم گیری مناسب و منطقی بسیار مشکل به نظر می رسید بدنبال تغییر وضع پیش آمده بودیم اما نحوه تغییر را نمی دانستیم خودمان را به درو دیوارمی زدیم تازمینه را برای یافتن راه حل مناسب وخروج از بن بست ایجادشده فراهم سازیم اینگونه نبود که به آسانی دست به عمل بزنیم زیرا اثرآن عمل را بخوبی درک می کردیم برای این کار نیاز به داشتن اتاق فکر قابل قبول از هرشرایط بود هدف این بود که بیهوده دست به کاری نزنیم چون هراتفاقی نتیجه خاص خودرا داشت درست است که نتیجه برای ما زیاد مهم نبود البته نه بدین معنی که...
ادامه مطلب
اودلو سؤزلر یاناراؤره کده - بخش111هارای ناشـی الينده نآتماز داشـی الينده نياستيق شکايت ائيلـرگوزوم ياشی الينده نترجمهای داد ازدست تازه به دوران رسیده وکم مهارتسنگ را دردستش محکم می گیرد وول نمی کندمتکا از دستش شکایت می کند ازاشک های چشمم انسانهای عاقل و خردمند , دارندگان علم و دانش ومهارت آنچنانی هرگز ادعای زیاددانستن ودرست فهمیدن نمی کنند واین را بهتردرک می کنند که معلوماتشان دربرابر مجهولات بیکران اندک و ناچیزاست , موضوعات و مفاهیم علمی بی نهایتند هرچقدربه معلومات خوداضافه کنیم بازهم نادانیم ولی اگر بدنبال دانش واقعی نباشیم وبه مدارک سطحی خود(دیپلم , لیسانس , فوق لیسانس , دکترا وفوق دکترا) اکتفاکنیم وخودرا همه چیزدان و نابغه عالم تلقی کنیم وبدون مطالعه و تحقیق کامل براساس فر...
ادامه مطلب
بنای حرص و بخل برشک و عدم توکل بخدااستبود پایه ی آز برشک و بیم به قطع امید ازخدای کریممکن خویشتن خوار با حرص و آز که روزی دهد داوربی نیازنقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص258اگرخدارادرتمامی امورات زندگی حاضروناظرببینیم وهمه چیز را ازاوحتی وجودخویش را از اوبدانیم وهراتفاقی که درگوشه و کنارمی افتدچه خوب و بدوچه حوادث ناگوارطبیعی را ناشی از اراده اوتلقی کنیم و آنهاراحکمت الهی بدانیم درآن صورت ریشه حرص و بخل وشک ازوجودمان کنده می شود اینکه همه چیز از خداست و بااراده اوست بامختاربودن انسان منافات نداردانسان د رانتخاب راه خود آزاداست هرکس در هرراهی ازته دل وباتمام قوا تلاش کند به هدف خودمی رسد سرگذشت علم...
ادامه مطلب
هنگام مقدم داشتن دیگران برخود ارزش وجود بخشندگان روشن می شودگشاید کسی چون به ایثاردست به محتاج و مسکین دهد هرچه هستشود ارزش گوهر او پدید نه هرکس تواند بدینجا رسیدنقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص257چقدرزیباودوست داشتنی است عمل کسی که ازهواهای نفسانی وزیاده خواهی ها وخودخواهی ها وادعاهای بیهوده وغروروطغیانگری بگذرد وبه حقیقت هستی فکرکند وزندگی را اززوایه دیگری بنگرد درگلستان دل انگیز وجودواقعی خویش سیرکند وبه اقیانوس بیکران ارزش ها بپردازد وازچشمه زلال آن سیراب گردد محاسنی که درایثاروازخودگذشتگی وبخشش وجودداردباهیچ چیز قابل مقایسه نیست , باید درذات اوهضم شد تاماجرارافهمید اگر بااو نباشی ومثل اونباشی ازدرک او عاجزی ...
ادامه مطلب
وقتی توانایی به کمال رسد ارزش گذشت از خطای دیگران آشکارمی شودچوقدرت بحد نهایت رسد توانایی کس بغایت رسدهویداشود قدر عفو و گذشت چو باران که بارد بصحرا و دشتنقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص258درآن هنگام که انسان به وجودواقعی خودپی ببرد وزوایاوخصوصیات بارزاستعدادهای درونی خودرا بخوبی بشناسد وازبکاربردن آن درجای خودسرپیچی نکند وازاشیای پیرامونی به نحومطلوب بهره ببرد , وموانع موجودارتقاو ترقی را یکی پس ازدیگرازبین ببرد وباقدرت تمام بدورازسستی وکاهلی به مقابله برخیزد وراه رسیدن به قلل بی نهایت را هموارسازد وخودرا از تنگنای زندان مخوف آرزوهای باطل وتمایلات غیرمعقول دنیوی رهاسازد , به اعمال خودمشغول است خطای دیگران برای ا...
ادامه مطلب
علم بدون عمل مانند درخت بی میوه استچو داری تو علمی عمل بایدت چو کاری درختی ثمر زایدتتو گر علم خودرا نیاری بکار درختی بود عاری از برگ و بارنقل از کتاب هزارگوهر منتخب کلمات قصارنهج البلاغه ص251سعادت وخوشبختی انسان درعمل کردن به دانسته ها و اندوخته های خوداست, عالم هستی پرازحادثه های رنگارنگ است , بروزهرحادثه ای بی دلیل نیست , رخدادهای گوناگون ومتنوع دراثردانش واعمال انسانهابوجودمی آید وجودهرپدیده بدون علت نیست بعضی ازحوادث طبیعی است ودراثرفعل و انفعالات طبیعت به اذن الهی رخ می دهد که ظاهری زشت وناپسنددارندولی باطنشان حکایت ازچیزدیگری است وبه نفع انسانهاست حوادث دیگری وجودداردکه ساخته خودانسانهاست وبراساس علم و دانش تولیدمی شود...
ادامه مطلب
هرکس انسان را به آنچه دروی نیست بستاید اورا مسخره کرده استستایش زچیزی که اندر تو نیست تمسخر بود موجب غافلی استمبادا فزاید ترا از آن غرور مباداشوی از ره راست دور...
ادامه مطلب
دوری جستن از بدگمانی کمال جوانمردی استبود دوری از شک و تردید رای ره و رسم هرمومن پارساینباشد بهین رادمردی جزاین جوانمرد نبود جز اهل یقین...
ادامه مطلب
مصیبتی که در آن امید اجرباشد بهترازنعمتی است که شکرش ادانگرددچو برنعمتی شکرناید بجا بوداجرو مزدی چو اندربلاهمانا به نزدیک اهل خرد از آن نعمت آن رنج بهتربود...
ادامه مطلب
کسی که از مرزخودش تجاوزکندخردمند نیست چو از مرزخودپای بیرون نهی قدم برسرنارگلگون نهیتراازخرد هیچ سرمایه نیست که عاقل به غفلت بدین پایه نیست...
ادامه مطلب
به کسی که بخودش بدی کند امید نیکی نمی رود چو با خویشتن بدکند بنده ای نه او باشد انسان ارزنده اینه امید نیکی توان داشت زاو نه اورا بود عزت و آبرو...
ادامه مطلب
نگاه انسان پیک دل اوستنگاه تو ای دیده پیک دل است سزاوار امردل تافتن مشکل استتو بینی و دل خواهد ازمن همی به هر خواستن افتم اندر غمی...
ادامه مطلب
فرومایه, هرچه مقامش بالارودمردم نزدش کوچکترشوندولی شخص بزرگ بخلاف این استفرومایه, چون برمقامی, رسد, به نانی و آبی و نامی رسدنبیندبه جز عیب و نقص آن لئیم کجادیده ای باشد اینسان کریم؟...
ادامه مطلب
هرکس چیزی را که نمی یابد بخواهد , به زیور پرهیزکاری آراسته نیستبه نایاب, چون کس کند آرزو, نماند ورا عزت و آبرونه دیبای تقوی بود دربرش نه تاج خرد باشد اندر سرش...
ادامه مطلب
هرتندرستی به رنج و گرفتاری می انجامدبکس تندرستی نپاید همی به پایان هرشادی آیدغمیهرآن رنج و سختی بپایان رسد پس خشک سالی چو باران رسد...
ادامه مطلب
کسی که دلش از دنیا پرستی آکنده است چگونه ادعای خدا ترسی کندچو دردل بود حب دنیای دون بود خالی از مهر عقبی درونچسان مدعی دوست دارد خدا نگنجد بدل مهر حق با هوی...
ادامه مطلب
هنگام بدیهه گویی و بی تامل سخن گفتن خرد انسانها سنجیده می شودبگفتن چون گشاید زبان کند مطلبی بالبداهت بیانشود پایه ی عقل او آشکار کند عرضه از فضل دارو ندار...
ادامه مطلب
هنگام مقدم داشتن دیگران برخود ارزش وجود بخشندگان روشن می شودگشاید کسی چون به ایثاردست به محتاج و مسکین دهد هرچه هستشود ارزش گوهر او پدید نه هرکس تواند بدینجا رسید...
ادامه مطلب