مگر گشايش حافظ | بلاگ

مگر گشايش حافظ

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

مگر گشايش حافظ در اين خرابــــی بود       که بخشش از لش درمــــی  مغان انداخت

شرح بیت

مگرحيات و زندگی حافظ در اين دنيای فانی و زود گذرکه از ازل هديه شراب حقيقت توسط پيرمغان به او ارزانی داده شد ، ما مست يم و ديوانه ، از حالی به حالی ديگريم ، عاقبت احوال را جويائيم از منزلی به منزلی ديگر غوطه وريم ، غرق در عالم اوئيم درجوش و خروشيم ، از کينه و نخوت بدوريم باديده گريانيم ، در دل سوز نهانی داريم مازنده به آنيم از اسرارازل مست و حيرانيم ، درحيرانی بسی سرگشته و مبهوتيم ، نمی دانيم درحالی که دانا به آنيم در طلب او جويای ناميم ، دراوج هستی پيدا و نهانيم ، از ازل تا ابد چنين و چنانيم ، در بيابان عشق و عاشقی در غليانيم ، در شعله های  عشق سوزانيم ، سوخته دل و پريشان حاليم ، بسی سوداها دردل داريم ، رهايی از غم و اندوهش را نه آنيم و نه اينيم ، می گوارای حقيقت را با جام بلورين پير مغان نوشيده ايم ، در اين راه مشتاقانه گامهای زيادی برداشته ايم ، مفاهيم زيادی توسط پير طريقت آشکارگرديده است ولی به تناسب گنجايش خوددريافت کرده ايم واز ازل تاکنون در اين سوز و گدازيم با اهل راز دردمسازيم چه محفلی خوش نوايی داريم درگلشن معشوق بيش از حد بی تابی می کنيم صبرو قرارخودرا ازدست داده ايم به دنبال همنوايی می گرديم درسر خود عجب رويايی داريم ، در اين حال و احوال لحظات پرنشاطی داريم درخرابات ورندی مست و مبهوتيم ، سينه ها پراز درد و رنج است عاشقان را محنت و کربت زيادی است بايد دم غنيمت شمارند تا خويشتن را ازغصه و درد آزاد سازند .

...
نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 6:37