آشنايی نه غريب

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آشنايی نه  غريب است که دلسوزمن است      چون من از خويش برفتم  دل بيگانه بسوخت

شرح بیت

دمی از تعلقات و رنگ آميزی های مدرن حيات رها شدم و مفتون و متحير درکنجی افتادم و دل را به امان خدا سپردم و من در خود بودم و او درحال سوختن ، ناگهان ندای آشنايی به گوشم طنين افکن شد و گفت هان ای عاشق بيدل من کجايی غرق در چه چيزی هستی منم معشوقت ، بيا که لحظه وصال نزديک است و بيا و خويشتن را از محنت ها و رنج ها بدور ساز ديگر غم چه چيزی را دردل داری من که با هزارن نازو غمزه  و عشوه گری و طنازی درکنارت هستم و دلسوز توام و من هم عاشقتم و آنکه واله و سرگشته من شود من هم واله و سرگشته اش می شوم و به سوی خودم می کشم من را با تو کارهاست بايد قابليت پذيرش رادروجود ت ايجاد کنم و مسيرهای صعب العبوری در اختيارت قراردهم تا ببينم چند مرد حلاجی و بخاطروصال به من چگونه از اين گردنه ها عبور خواهی کرد ، و دراين راه سختی های زيادی را چگونه متحمل خواهی گشت و درهربابی از اين ابواب نشاط و شادی خاصی نهفته است  تمرين و ممارست خاص خودرا می طلبد هرکسی را از اين راز آگاهی نيست مگر اينکه خود خواهد . تا شعله های عشق دروجودش زنده گردد پروانه واربه گرد شمع در حال تکاپو و جنبش باشد ودل را برای سوختن واقعی و پذيرش آنچه که بايد بپذيرد مهيا و آماده سازد و دراين راه حرکت و پويايی است توقف و ايستادگی معنا و مفهومی ندارد.

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 6:37
برچسب‌ها :
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها